وبلاگ ضیاالدین ناظم پور

بیان جنسیت در موسیقی

يكشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۲، ۰۱:۰۰ ب.ظ

بیان جنسیَّت در موسیقی
بیان کرشمه آمیز یک قطعه ی آوازی توسط یک خواننده ی مرد به همان اندازه تهوع آور است که توسط یک خواننده ی زن دلنشین.


هر چند تفکیک جنسیتی در بررسی ارزش هنری یک اثر، نگرشی خطاکارانه تلقی میشود، لیکن نحوه ی تاثیرگذاری تکنیک های هنری ارائه شده در یک اثر، خوا و نا خواه از ویژگی های درونی هنرمند سرچشمه می گیردکه جنسیت یکی از آنهاست. تفاوت های طبیعی مابین جنس های نر و ماده در گیاهان و جانوران نیز به اصالت و نهادینگیِ این اختلافات اشاره دارد.  از دیدگاه زیست شناسان و روانکاوان نیز دعوتگری و اشتیاق صفاتی هستند که در تمام موجودات موجبات گرایش های جنسیتی و در پی آن ابقاءِ نسل را فراهم می آورند و همین صفات هستند که در ادبیات کهن ایران در مورد زن و مرد به ناز و نیاز تعبیر شده اند. اما این تفاوتها گذشته از تاثیراتی که بر روند زندگی انسانها دارند، بر نوع نگرش، نحوه ی تفکر و چگونگی بیان ذهنیات آنان نیز مهمترین تاثیرات را می گذارد. به همین دلیل است که صفحات تاریخ سرشار از نام مردان جنگجو و زنان جنگ آفرین شده است. هرچقدر که پیروان افراطی نظریه های فمینیستی بکوشند که عشوه گری را صفتی تحمیلی بر زنان از سوی مردان در طول تاریخ جلوه دهند، بروز همه گیر و دراز مدتِ این صفت طبیعی و خالص زنانه، نظریات اینچنین را از درجه ی اعتبار ساقط می کند.
در جایگاه نقد و بررسیِ نحوه ی اجرای یک اثر هنری عوامل بیشماری دخیلند و بر پایه ی همین دلایل است که منتقدان هنری از میان چندین اجرای یک قطعه ی موسیقی که توسط افراد مختلف اجرا شده اند و همه ی اجرا ها نیز به لحاظ تکنیکی صحیح اجرا شده اند، نهایتا می توانند در مورد گزینش بهترین و بدترین اجرا ها تصمیم بگیرند. در این روند چیزی که بیشتر از همه مورد توجه این منتقدان قرار می گیرد، کیفیت تاثیرپذیریِ هنرمند از قطعه و نحوه تاثیرگذاریِ نوازندگی  او در مخاطب است. هنگامی که یک مجری موسیقی ( نوازنده یا خواننده ) به درجه ای رسیده باشد که بتواند قطعات موسیقی را بدون اشکال و زیبا ( با رعایت ویژگی های زیبائی شناسانه ) اجرا نماید، می توان او را یک نوازنده یا خواننده نامید، و تنها هنگامی نام او به عنوان یک استاد موسیقی در تاریخ ثبت می گردد که علاوه بر آنچه گفته شد، اجرای او به به گونه ای منحصر به فرد و صاحب امضاءِ شخصی باشد  و از همه مهمتر کیفیتِ تاثیرپذیری و تاثیر گذاری او از قطعه ی اجرا شده، متضمن درجه ی هنری اش باشد.
با توجه به آنچه گفته شد چنانچه بخواهیم تاثیرات متقابل هنرمند و هنرش را ملاک سنجش قرار دهیم، باید پذیرفت که یکی از مهمترین عوامل موثر بر چگونگیِ این تاثیرات بستگیِ مستقیم به جنسیت نوازنده یا خواننده دارد. با توجه به اینکه موسیقی به عنوان یک هنر غیر مفهومی و مطلقاً انتزاعی، نمی تواند و نمی خواهد از نشانه های بصری و حتی شنیداری، به منظور بیان هیچ مفهومی بهره ببرد، لاجرم به لحاظ فلسفی تنها وسیله ی ارتباطی آن با مخاطب به ادراکات ذهنیِ هنرمند ختم می شود. وابستگی به همین تنها وسیله ی ارتباطی هنر موسیقی یعنی ادراکات ذهنی سبب می شود که تاثیر جنسیتِ هنرمند حوزه ی موسیقی نسبت به سایر هنرها بیشتر نمود پیدا کند. درک تفاوت میان نوازندگی یک زن با یک مردفرایند پیچیده ایست که نیازمند تفحص فراوان و تجربه ی شنیداری بسیار زیادی است که نهایتاً به تشخیص نوع داینامیک اجرا، طریقه ی اکسپرشن ها، نحوه ی بیان فراز و فرود های ملودی و چندین فاکتور دیگر منجر می شود. لیکن این تشخیص در حوزه ی خوانندگی بسیار آسان است چرا که نا آشناترین مردم به علم موسیقی هم، صدای زن و مرد را از هم تمیز می دهند اما چیزی که مسئله را بغرنج می کند، صرف نظر از اختلاف تمبر صوتیِ صدای زن و مرد، نحوه ی بیان قطعه ی آوازی است. این نحوه ی بیان همان چیزیست که قبلاً از آن به عنوان ادراکات ذهنی یاد کردیم. جدای از آن موسیقی آوازی به دلیل بهره وری از کلام، دارای نشانه های بصری فراوانیست که نحوه ی برداشت مرد و زن از این نشانه ها علاوه بر بستگی مستقیم به تجربیات شخصی، به نوع گویشِ جنسی آنها نیز به شدت وابسته است.
بیان کرشمه آمیز یک قطعه ی آوازی توسط یک خواننده ی مرد به همان اندازه تهوع آور است که توسط یک خواننده ی زن دلنشین. در چند ساله اخیر که کفگیر برخی از آهنگسازان پُرکار وطنی به تهِ دیگِ آرشیوِ غنیِ موسیقی ایران خورده است با پدیده ی بازخوانی تصانیف قدیمی، بسیار برخورد کرده ایم که البته در بیشتر موارد به تخریب آثار گذشتگان بیشتر شبیه است تا بازخوانی. برخی آوازخوانان جوانِ سه دهه ی اخیر که ظاهراً بزرگترین هدفشان تقلید هر چه بیشتر از صدا و تکنیک های استاد شجریان شده است، در این فن ( تقلید صدا ) به چنان مهارت عجیبی دست یافته اند که در بازخوانیِ تصانیف خوانندگان زنِ قدیمی نیز از اجرای هیچ کرشمه، ناز  و ادا و اطواری خودداری نمی کنند. ارتکاب به این نحوه ی خوانندگی ( زنانه خوانیِ مردان ) تا به حدی پیش رفته است که حتی در مورد تصانیف و آوازهای جدید ی هم که توسط این گروه خوانده می شود رد پای نازِ زنانه را می توان به وضوح دریافت. جا دارد که اساتید و مدرسان آواز علاوه بر آموزش ردیف های آوازی و تکنیکهای مربوطه، در مورد نحوه ی بیان و چگونگی لحن بیان کلمات نیز هنرجویان خود را آموزش دهند در غیر این صورت و تداوم اجرای این گونه آوازخوانی ها اگر به سنت تبدیل شود، حلِ این معضل تکنیکی بسیار پیچیده خواهد شد. برای درک بهتر پدیده ی زنانه خوانی مردان، به عنوان نمونه رجوع شود به اکثر آثار خوانده شده توسط هنرمند پرامی آقای سالار عقیلی. 

  • ۹۲/۰۶/۲۴
  • ضیاالدین ناظم پور

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی